چرا گروه های کوچک موفق می شوند و گروه های بزرگ نه؟

Jeff Bezos یک قانون مهم یا بهتر است بگوییم یک فلسفه را برای Amazon در نظر گرفته است. اگر نتوانید گروهتان را با دو پیتزا سیر کنید؛ گروهتان بیش از حد بزرگ است.

ما در دنیای فراوانی ها زندگی می کنیم که بر شیوه ی تفکرمان هم اثر می گذارد. در دنیای کسب و کار، اغلب احساس نیاز به میزان بیشتری از هر چیز وجود دارد. افراد بیشتر، منابع بیشتر، ادارات بزرگ تر، محصولات بیشتر، ویژگی های بیشتر...خلاصه که زمان، زمانِ "بیشتر و بیشتر" است. و ما به تدریج فراموش می کنیم که محدودیت ها در حقیقت مزیت هستند.

برای مثال با دیدن کمپانی های بزرگی که مبالغ بالایی را در گروه های طراحیشان سرمایه گذاری می کنند ممکن است حس کنید شما هم باید ده ها و یا صدها طراح استخدام کنید تا موفق شوید. اما این رویکرد اگر نه صد در صد اوقات، اغلب اوقات تنها هدر دادن پولتان است.

تأثیر Ringleman

تأثیر Ringleman، میل اعضای یک گروه به حداقل کردن تلاششان با بزرگتر شدن گروه است.

این تأثیر بر اساس یک آزمایش تجربی شکل گرفت. در این آزمایش 20 دانش آموز را به صورت فردی و گروهی در یک مسابقه ی طناب کشی شرکت دادند. یک سمت این طناب به یک دینامومتر متصل بود. زمانی که دو نفر در کنار هم طناب را کشیدند؛ هر کدام به طور میانگین، 93% عملکردشان به صورت انفرادی را داشتند. در گروه سه نفری، این عدد به 85%؛ در گروه چهار نفری به 77% رسید تا اینکه در گروه 8 نفری این عدد برای هر نفر 50% شد.

ممکن است بگویید آزمایشی که نیروی فیزیکی افراد را سنجیده را نمی توان با خلاقیت آن ها مقایسه کرد. از همین رو می خواهیم به شما نشان دهیم چه طور افراد کمتر در یک پروژه می توانند به یکی از بهترین نتایج خلاقانه ی ممکن دست پیدا کنند.

پروژه ی HTM کمپانی Nike

HTM نام یکی از پروژه های طراحی تجربی Nike در سال 2002 است. اسم این پروژه از حرف اول سه طراح مشارکت کننده در این پروژه گرفته شده است: Hiroshi Fujiwara، Tinker Hatfield و مدیر عامل و طراح Nike، Mark Parker.

این سه طراح و تصمیم گیرنده ی پروژه در یک اتاق جمع شدند. وظایف روزانه شان را کنار گذاشتند و بر توسعه ی یک طرح جدید کار کردند. این پروژه همچنین مثال خوبی از چگونگی کار کردن طراحان در کنار مدیر است به جای اینکه صرفا دستوراتی را دریافت و اجرا کنند.

در این پروژه هیچ اسمی، قانونی و یا ملزوماتی وجود نداشت؛ تنها و تنها آزادی خلاقیت. و اگر فکر می کنید این سه نفر چه چیز می توانستند خلق کنند در ادامه تصاویری از نتایج این پروژه را آورده ایم.

کار کردن در یک گروه سه نفره، به آن ها همه ی زمانی که نیاز داشتند را داد و سبب سرعت بخشی به پروسه ی تولید شد. تا به همین امروز محصولاتی که در این پروژه خلق شد به بازار عرضه می شوند.

مطالعه ی LEGO

آزمایشی وجود دارد که توسط سه پروفسور UCLA طراحی شد. در این آزمایش دو گروه 2 و 4 نفره باید با یک سازه را با لگو می ساختند و هدف تعیین سریعترین و بهترین سازه بود. گروه دو نفره در 36 دقیقه و گروه 4 نفره در 56 دقیقه پروژه را به انجام رساندند. دلیل این نتیجه هم واضح است؛ هرچه اعضای یک گروه بیشتر باشند مدت زمان بیشتری هم نیاز است تا این افراد بتوانند به یک خط فکری برسند.

زمانی که چیزها باب میل پیش نمی روند...

...میل طبیعی بال و پر دادن به مشکل است. دخیل کردن افراد بیشتر و زمان بیشتر است. در حالی که بهترین روش، کم کردن حجم کار است.

Gordon Ramsay، سرآشپز معروف آمریکایی راهی برای کمک به رستوران هایی که با مشکل مواجه می شوند دارد و آن هم محدود کردن آیتم های منوی آن هاست. چرا؟ چون صاحبین رستوران ها فکر می کنند ارائه ی همه ی انواع غذاهایشان می تواند شانس موفقیت آن ها را افزایش دهد؛ درحالی که تنها کیفیت غذایشان پایین می آید و کلی مشکل جدید به مشکلاتشان اضافه می شود.

همین رویکرد نه تنها برای رستوران ها عملی است؛ بلکه برای گروه ها و محصولات هم صدق می کند. زمانی که در تلاش برای ساخت محصول بعدیتان هستید؛ به محدودیت های خلاقانه نیاز دارید. با عقب انداختن ددلاین ها و افزایش بودجه و بزرگ کردن گروه، هیچگاه به نتیجه نزدیک نمی شوید.

پس چرا همچنان به بزرگ کردن گروهایمان ادامه می دهیم؟

فاکتورهای زیادی در این تصمیم دخیل اند. حسادت، فشاری که از جانب سرمایه گذاران و یا رقبا بر گروه وارد است، مدیریت ضعیف، و یا حتی داشتن منابع بیش از حد می توانند از این فاکتورها باشند.

اگر بودجه ی زیادی داشته باشید نا خود آگاه به فکر چیزهای گران قیمت می افتید.

زمانی می رسد که کمپانی به درجه ای از موفقیت مالی می رسد. و بعد از مدتی ممکن است شرایط مثل گذشته به خوبی پیش نرود. از این رو میل به اضافه کردن افراد بیشتر، زمان بیشتر و منابع بیشتر در آن ها شکل می گیرد با امید اینکه به آن ها کمک کند؛ اما اینطور نخواهد بود.

افزودن به داشته ها طرز فکر کارخانه ایست؛ به این معنا که اگر افراد بیشتری را در پروژه ای دخیل کنید نتیجه ی افزون تر و یا بهتری حاصل می شود.

البته که چالش برانگیز است...

...ساختن و توسعه ی محصولی آن هم در یک گروه دو سه نفره. اما این زیبایی محدودیت هاست. افسانه ای وجود داردکه می گوید برای رسیدن به نقاشی بهتر، بوم بزرگتری هم نیاز است. درحالی که هر سازنده ای می داند که این مسئله حقیقت ندارد. آزادی بیش از حد به نتیجه ای معمولی ختم می شود؛ زیرا که بدون حد و مرزها هیچ انگیزه ای هم برای شکستن آن ها وجود نخواهد داشت.

یک فرد خلاق در یک گروه کوچک با منابع اندک، هیچگونه مشکلی برای تعریف مجدد یک بریف ندارد. اما به همین گروه آزادی بیش از حد، اعضای بیش از حد و منابع بیش از حد اضافه کنید؛ و خواهید دید که بودجه ی زیاد و کار بیش از حد نتیجه نخواهد داد. از این رو اگر یک گروه سه نفره نتوانند یک مشکل را حل کنند؛ یا افراد درستی را انتخاب نکرده اید یا مشکل بیش از اندازه پیچیده است.

 

منبع: medium.com

ترجمه و نگارش: سارا عبدالمطلبی

ویرایش و تنظیم: عاطفه جفائی