آینده ی طراحی صنعتی چگونه خواهد بود؟

طراحی صنعتی هر روز پیچیده تر و گسترده تر از پیش می شود. از طرفی دیزاین به سمت بازگشت به ریشه ی خود است؛ جایی که مهارت و صنایع دستی، متریال و کیفیت محصول در مرکز اصلی توجه اند. برای مثال طراحان کمپانی Apple با یک قالب آلومینویم شروع می کنند و به کارهایی که می توانند با انجام دهند فکر می کنند. یا من خودم به شخصه گاها به سراغ فوم و خمیر بازی می روم و با آن فرم خلق می کنم. این حد از نزدیکی با مشکل همچنان از مؤثر ترین روش های دست یابی به راه حل است. برای مدتی با وجود تمام پروتوتایپ های سریع و CAD، این روش ها از مد افتاده و قدیمی به نظر می رسیدند؛ اما دوباره طراحان بسیاری را می توان دید که به دیزاین به عنوان یک صنایع دستی نگاه می کنند.

از طرف دیگر دیزاین با وجود تکنولوژی و پیشرفت های آن روز به روز در حال دگرگونی است. طراحان صنعتی در UX دیجیتال عالی هستند چون با دنیایی مادی سروکار دارند که در آن بازتاب نور سطوح را رنگی می کند، بافت قابل لمس است و دکمه ها واقعا صدای کلیک می دهند.

با تمام این ها طراحان صنعتی باید هر چه زودتر راه های پایداری را کشف کنند؛ زیرا که این مسئله در آینده ی نزدیک به اصلی ترین رویکرد تبدیل خواهد شد. مردم همیشه نیاز به وسیله دارند و طراحان صنعتی هم همیشه وظیفه ی تولید آن ها را به عهده خواهند داشت.

ما احتمالا قصد تغییر ساختار جامعه ی سرمایه داریمان که متمرکز بر مصرف است را نداریم. گرچه در آینده طراحان می توانند با تبدیل کردن مسئله ی پایداری به یک ارزش، بر احساسی که مردم به محصولات دارند تأثیر بگذارند. این مسئله دو وجه دارد. اولی مسائل آشکار بیرونی است؛ همچون کاهش مصرف متریال، کاهش مصرف انرژی در پروسه ی تولید و تولید محصولاتی قابل بازیافت. به لطف تکنولوژی ما از همیشه به دستیابی به این اهداف نزدیکتریم و باید تا الان در این مسیر قرار گرفته باشیم. محصولات دائما در حال کوچکتر شدن و کاربردی تر شدن هستند. طراحان باید تلاش کنند و با حفظ فشار بر مهندسان و تکنسین ها؛ این رویکرد کاهشی را ادامه دهند. همواره باید تلاش کنیم "هرچه کمتر، بیشتر" را برای مخاطب تازه نگه داریم. باید تلاش کنیم محصولات مینیمال و کوچک و ساده همچنان "باحال تر" جلوه کنند. باید زیبایی را سادگی تعریف کنیم.

وجه دوم راه حل مسئله ی پایداری کمی دشوارتر است. زیرا که درونی است و مربوط به برداشت و نظر کاربر و جامعه نسبت به ارزش متریال و مصرف. بزرگترین مانع مسئله ی پایداری با اختلاف، کمیت چیزهاییست که بشر می سازد، مصرف می کند و تقاضا می کند و مدام هم در حال بدتر شدن است. توسعه ی موضعی مثبت در سطح جهان در مواجهه با مسئله ی مصرف گرایی، کلید این معماست. تولید و مصرف کمتر بر خلاف باور و رفتار جوامع سرمایه داری است؛ اما دقیقا همان کاری است که باید به شکل بلند مدت انجام دهیم. باید عدم رشد اقتصادی و یا حتی رشد منفی آن را به مسئله ای عادی تبدیل کنیم. همه ی ما به دنبال آرامش ذهن و حس اغنا هستیم اما این ها مساوی با کالاهای بیشتر نیست. آیا در توان طراحان صنعتی هست که موضع جامعه نسبت به مصرف گرایی را تغییر دهند؟ صد البته. دیزاین یک ابزار ارتباطی است که نیازمند کیفیت تجربه است و نه کمیت تجربه و با اینکه ممکن است بازاریان مخالف این مسئله باشند؛ طرح های با کیفیت و با ارزشی که محدود به زمان نیستند؛ در بلند مدت پایدارترین ها خواهند بود.

از دیدگاه من در نهایت دیزاین و بیزینس تدریجا تفاوت های فرهنگی را از بین خواهند برد. سال ها پیش تمییز دیزاین ژاپنی از آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و آمریکایی چنان دشوار نبود اما امروز اگر لوگو و تگ روی محصولات را نبینید نمی توانید خواستگاهش را حدس بزنید.

 اما اگر دیزاین بهتر در سرتاسر دنیا تولید شود و سبک جهانی بر ارزش های بهتر و کاربردی تری بنا شود که ما را با یکدیگر متحد کند، وجود تفاوت فرهنگی آن چنان اهمیتی دارد؟

 

منبع: whipsaw.com

ترجمه و نگارش: سارا عبدالمطلبی

ویرایش و تنظیم: عاطفه جفائی