روش صحیح هدایت تفکر دیزاین 

قسمت دوم

رهبران شیوه ی تفکر دیزاین باید از تمایل اعضای تیم به نتیجه گیری هر چه زودتر جلوگیری کنند.

رهبر یک پروژه که به شیوه ی تفکر دیزاین هدایت می شود باید اعضای تیم را تشویق کند تا داده ها و اطلاعاتشان را در قالب فایل های صوتی، ویدئو و...از مخاطبان در محیط روزمره شان ارائه دهند؛ به جای اینکه از فرمت های خشک آمار و ارقامی که در گذشته به کرات استفاده می شد. گردآوری اطلاعات به این شکل چندین هدف دارد: اطمینان حاصل کردن از درک عمیق اعضا از شرایط مخاطب، انتقال این اطلاعات به دیگران به بهترین شکل و در صورت اجرا شدن به طور صحیح، برانگیخته شدن حس همدردی اعضا و افزایش انگیزه ی آن ها جهت رفع نیاز مخاطب.

تشویق اعضا به تفکر واگرا

رهبر گروه باید اطمینان حاصل کند که اعضا امکان بروز ایده های گوناگون جدید را فراهم کرده باشند در عین اینکه از مسیر رسیدن به هدف اصلی منحرف نمی شوند. این بر عهده ی رهبران پروژه است؛ تا از بسنده کردن اعضا به اولین راهکارها و بستن پروژه جلوگیری کنند و در عوض، آن ها را به جست و جوی ایده های گوناگون تشویق کنند.

هدف تفکر واگرا فراتر رفتن از اید های ابتدایی ساده و رسیدن به گزینه هایی حقیقتا نوآورانه است. ایده های بسیار فراتر از حد و غریب کمتر امکان انتخاب شدن دارند اما یقینا پله هایی هستند برای رسیدن به راهکارهایی کاربردی تر. گاها به ایده هایی عجیب می رسید که تقریبا اطمینان دارید انتخاب نخواهند شد؛ اما ناگهان از پس این ایده ها گفتمانی شکل می گیرد که چه می شد اگر کمی از این ایده کناره گیری کنید و ایده ی کاربردی تری را توسعه دهید که همچنان خلاقانه است؟ و آن ایده شما را به رهکارهایی می رساند که در ابتدا نمی توانستید به آن ها فکر کنید.

از منظر افرادی که هدف محور فعالیت می کنند؛ ممکن است تفکر واگرا اتلاف وقت و انرژی برای دستیابی به ابهاماتی غیر ضروری باشد. رهبران باید به این دسته افراد یاری برسانند و تلاش کنند این افراد از محدودیت ها و محیط امنشان کمی بیرون بیایند.

سنجش ایده های جدید

یکی از اصول مهم شیوه ی تفکر دیزاین سنجش راه حل های محتمل با کاربران حقیقی، کارمندان و اعضای گروه و سهام داران و سفارش دهنده است. این مرحله شبیه مرحله ی ایده پردازی است؛ اما فراتر از صرفا بیان ایده و چیزی شبیه نمایش آن هاست. ممکن است منجر به ساختن مدل و یا ویدئویی باشد. اینگونه مدل های قابل حس، گفت و گوهایی را سبب می شوند که جزئیات بیشتری را در بر می گیرند.

هنگامی که اعضای تیم مسیر درست را می یابند؛ رهبر باید عقب نشینی کند.

رهبران باید بر ایجاد ارزش نه فقط برای مشتریان، بلکه برای اعضایی که بر روی پروژه فعالیت کردند؛ تمرکز کنند. در نتیجه ی ارزش آفرینی برای اعضا، آن ها می توانند با دلسوزی و درک بیشتری فعالیت کنند و خود به خود، در مسیر صحیح قرار خواهند گرفت، دیگر نیازی به کنترل رهبر ندارند و حتی خودشان مشتاق به جست و جو می شنود. در این زمان است که رهبر باید به آن ها آزادی مورد نیازشان را بدهد. این مسئله سبب توسعه تغییرات و راه حل هایی می شود که تأثیر مثبت مانایی دارند.

  

نتیجه

رهبران باید حامی و یاری رسان اعضا در تمامی حوزه ها به ویژه درگیری های احساسی آن ها باشند. باید ضمن اینکه آن ها را وادار به پرسش فعالیتشان و تأثیر آن ها بر مخاطبین می کنند؛ اعتماد به نفس آن ها را بالا نگه دارند. کنترل شدید اعضا از خلاقیت آن ها کم می کند. باید در کنار جهت دادن به فعالیت اعضا، آن ها را آزاد به جست و جو بگذارند.

 

منبع: hbr.org

ترجمه و نگارش: سارا عبدالمطلبی

 ویرایش و تنظیم: عاطفه جفائی