روش صحیح هدایت تفکر دیزاین

قسمت اول

تفکر دیزاین تعاریف متعددی دارد؛ اما معمولا پروسه، روش و ابزاری برای تولید محصولات، خدمات و تجارب انسان محور تعریف می شود. تفکر دیزاین مستلزم برقراری رابطه ای با مخاطب و کاربریست که با مشکل رو به رو است. طراحان باید نسبت به شرایط، موقعیت و نیازهای کاربران درک عمیقی پیدا کنند؛ گویی خودشان با آن مشکل مواجه اند و دنیا را از دید مخاطب می بینند.

اما برای طراحانی که مدتهاست به منطقی بودن عادت داده شده اند؛ این گونه روش های طراحی ممکن است کمی شخصی به نظر برسد. البته تمامی کسب و کارها در پی درک مخاطبینشان هستند؛ اما این نزدیکی روحی و روانی به طرز فکر کاربر، در شیوه ی تفکر دیزاین، ممکن است زیادی بر روحیه ی طراحان تأثیر بگذارد.

چالش دیگر این شیوه، عدم اتکای طراحان به یک راه حل است. در این شیوه هیچ عجله ای برای رسیدن به طرح نهایی وجود ندارد و طراحان سعی می کنند تا حد امکان چندین راه حل ممکن را در نظر بگیرند و همگی را توسعه دهند. این جنبه هم برای افرادی که نیازمند مسیرهای روشن و مستقیم، کاهش هزینه و افزایش کاربری و... هستند، تفکر دیزاین را به شیوه ای غریب تبدیل کرده است.

نیاز شیوه ی تفکر دیزاین به تولید پروتوتایپ ها و نمونه های متعدد دقیقا نتیجه ای در بر دارد که طراحان از آن حراس دارند و آن هم شکست است. اما نتایج این شیوه با همین شکست ها و بن بست های متعدد است که به حد اعلای خود می رسد و آنچه را که در پیشبرد هدفشان آن ها را یاری نمی کند؛ مشخص می کند.

سختی ها و چالش های تفکر دیزاین کاملا ارزشش را دارند زیرا در نهایت درهای جدیدی برای تغییر، پیشرفت و نوآوری به روی طراحان گشوده می شود. حقیقت این است که تمام جوانب تفکر دیزاین که آن را تبدیل به روشی دشوار می کند دقیقا نقاط قوت این روش نیز هستند.

از این رو کارمندان نیازمند راهنما هستند تا آن ها را با این شیوه ی غیر مرسوم آشنا کند.

 

قدرت همذات پنداری و همدلی

در مراحل اولیه ی پروسه ی تفکر دیزاین، تمامی افرادی که بر پروژه فعالیت می کنند باید پیش فرض های ذهنیشان راجع به محصول در دست تولید را تماما کنار بگذارند. افرادی که وظیفه ی هدایت پروژه را بر عهده دارند باید با دادن اطلاعاتی راجع به گروه مخاطبین، کارمندان را به سوی همذات پنداری با آن ها سوق دهند و تأثیر تک تک تصمیماتشان بر مخاطبین را در نظر بگیرند. طبق تحقیقات، رهبران پروژه باید علاوه بر نظارت، کارمندان را با حمایتشان پشتیبانی کنند. هرگونه ترس و یا حس تدافع در نقطه ی مقابل همذات پنداری قرار می گیرد و سبب ایجاد خلل در صحت جریان پروژه می شود.

در این شیوه باید به جای تمرکز بر خود و آنچه خود شخص طراح می خواهد بر مخاطب تمرکز کرد.

 

منبع: hbr.org

 ترجمه و نگارش: سارا عبدالمطلبی

ویرایش و تنظیم : عاطفه جفائی